Wednesday, January 04, 2006

برای اندیشیدن-1

از آنجا که من کوتاه نوشتن - البته بجز در شعر-برایم مشکل است،پس از راه اندازی این وبلاگ مانده بودم که جدا از مطالب بلند و مقالات کتابگونه که تا همین حالا هم وبلاگ را بسیار شلوغ-پلوغ کرده چگونه آن را به روز کنم.بلاخره مدتی فکر کردم و موضوعی برای یادداشتهای نیمه روزانه انتخاب کردم و آن هم این است که موضوعاتی که مشغله ی ذهنی ام است و به آن می اندیشم را در یادداشتها با شما دوستان مطرح کنم.موضوعی که امروز با مرور برخی سایتها به ذهنم آمد موضوع یادداشت امروز می باشد و آنهم مربوط به انگیزه ی حرکت و عمل موجودی بنام انسان می باشد.چرا انسانها اساسا وارد عمل مشخص اجتماعی میشوند؟ چرا برخیها می نویسند؟بعضیها سیاسی می شوند ؟چه چیزی به ما انگیزه برای عمل میدهد؟ آیا انگیزه های متفاوتی انسانها را به حرکت وا می دارد؟ آیا جنس انگیزه های متفاوت در جوهره هم متفاوت است؟آیا میتوان انگیزه ها رادسته بندی کرد؟اصلا انگیزه چیست؟آیا رابطه ای بین انگیزه و عمل وجود دارد؟این عمل است که انگیزه را به وجود می آورد یاانگیزه است که عمل را؟اصلا عمل چیست؟ رابطه ی انگیزه و عمل چیست؟ آیا می شود از روی عمل کسی به انگیزه ی او پی برد؟آیا اصلا درست است که به انگیزه های انسانها فکر کرد؟ آیا رابطه ای منطقی بین انگیزه و عمل وجود دارد و یا باید داشته باشد؟
چقدر سوالات زیاد شد. نگفتم من نمی توانم کوتاه بنویسم.حتما سوال می کنید که انگیزه ی فلانی از اندیشیدن به انگیزه چیست؟پس قبل از اینکه من نظرم را در رابطه با این سوالات مطرح کنم ،اول به انگیزه ی خودم از مطرح کردن این موضوع بپردازم و یادداشت امروز را تمام کنم و در روزهای آینده این بحث را مطرح کنم. حقیقتش را بخواهید چیزی که باعث شد من به این موضوع فکر کنم، بازار شامی است که در دنیای مجازی در جوامع ایرانیان براه افتاده. در این دنیای مجازی و نیمه مجازی یعنی ماهواره و رادیو، سگ صاحب خودش را پیدا نمی کند. با خواندن خیلی از مطالب اینترنتی و دیدن ماهواره های لس انجلسی آدم از خودش می پرسد این موجودات مال کدامیک از این کرات هستند از کجا آمده اند و چه مقصد و هدفی را پی میگیرند؟ انگیزه شان چیست؟بقول این فرنگیها"what is the point ?"
البته از حق نباید گذشت که وبلاگها دراین مجموعه ی شیر تو شیر قابل تحمل ترند تا اطاقهای چت و ما هواره ها ( امیدوارم دلیل نمره ی مثبت ترم به وبلاگها این نباشد که خودم هم قصد وبلاگنویسی دارم، این هم یک موضوع دیگر برای اندیشیدن برای من).من که این موضوع مشغله ی ذهنی ام شده به اینجا رسیده ام که شاید پرداختن به مسئله ی انگیزه بتواند گره های کور بسیاری را باز کند و نظم مشخصی را در ورای این بی نظمیهای گیج کننده ی این دنیای مجازی نشان دهد. حلا شاید کسی سوال کند که مگه تو فضول مملکتی اصلا به تو چه؟ والا باید اقرار کنم که این سوال برای خودم هم مطرح می باشد. جوابم هم این است که به خدا من اصلا آدم فضولی نیستم. این مغزم است که فضول است و مثل کرم هی به جمجمه ام نوک میزند.چکارش کنم؟ همین جمله ای که برای تبرئه ی خودم هم نوشتم البته کار خود لا مروت فضولباشی اس
ت

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home