Tuesday, March 27, 2012

مصاحبه

گفتگوی رادیو ایرآوا با رضا شمس. هجمه مطبوعاتی و ترور شخصیت آمانو پیش درآمد مذاکرات آینده رژیم با 1+5 ، کشاکش قوه قضاییه و مجریه آمریکا بر سر مجاهدین
 
                                                                                              
" " آمانومغضوب رژیم، کشاکش قضاییه ومجریه آمریکا سرمجاهدین

http://www.youtube.com/watch?v=QQrmExRWt1Q&feature=youtu.be

Saturday, February 11, 2012

کودک آجر پز


گذر ثانیه ها را به خاطر بسپار
درد جانگاه پنجه های ترد

که از خراش سخت آجر به خون نشسته
انگاری قلب من است
باید که فردا این دستها
اسباب بازی نرم را لمس کند
چه شرم جانکاهیست
تو را به تماشا نشستن
در این سوی جهان

Sunday, December 18, 2011

صلح جویان جنگ طلب

این روزها غرب ناچار شده بعد از سالها مماشات با رژیم ایران، به دلیل عربده کشیها و بی اعتنا یی رزیم به قطعنامه ها ی شورای امنیت و کردن کشی در برابر قوانین بین المللی، از سر اجبار و با اکراه و به نیت بازگرداندن رژیم به پای میز مذاکره *( رجوع شود به سخنان گهر بار سنگوی رسمی وزارت خارجه شیطان بزرگ که می گوید خواجه حافظ شیرازی هم می داند که ما دنبال مذکره با ایران هستیم)، کمی در برابر رژیم عکس العمل نشان دهد و با تنگ کردن حلقه ی تحریمها لبریز شدن صبر خود را به رژیم نشان دهد.
در همین رابطه عده ای تحت عنوان ضدیت با جنگ و صلح طلبی داد و بیداد راه انداخته اند که آی فغان آی بیداد، برسید که میهن از بین رفت. ای صلح طلبان عالم و آی میهن پرستان بجنبید که همین فردا بمبها بر ایران فرود می آید و.... اینان حتی گزارش گزارشگر ویژه ی ملل متحد در رابطه با نقض حقوق بشر در ایران و گزارش  اخیر سازمان منع گسترش سلاحهای هسته ای را هم توطئه و جنگ تبلیقاتی استکبار جهانی برای آماده کردن زمینه حمله به ام القرای اسلام می دانند.
در این زمینه اکبر گنجی از همه فعالتر می باشد و در آخرین  مقله اش در ایت لله  بی بی سی به یاد دوران طلبگی چند فتوا و حکم شرعی – سیاسی هم صا در کرده است. از جمله اینکه نباید در جنگ تبلیغاتی  در کنار نیروهای صهیونیستی – استکباری قرار گرفت و برای جلو گیری از جنگ، ایرانیان خارج کشور باید  جنبش ضد جنگ در اروپا و آمریکا را تقویت و همرامی کنند و...
هرچند ما مثل گنجی فیلسوف نیستیم اما چند سوال توی ذهنمان جوانه زد :
 یکم: اگر بخواهیم در کنار جنگ تبلیغاتی صهیونیسم جهانی قرار نگیریم. مثلا اگرآنها گفتند رژیم در حال ساختن بمب اتم است ما باید بگوییم  نخیر چنین چیزی نیست ؟ اگر گفتند رژیم در عراق و سوریه و لبنان و... دخالت می کند و فاندومنتالیستهای اسلامی را تقویت و تجهیز می کند ما باید بگوییم شما دروغ می گویید؟ اگر گزارشگر ویژه بگوید در ایران نقض حقوق بشر است، ما باید توی دهن او بزنیم و بگوییم ایران کشور گل و بلبل است و و نه اوینی دارد نه کهریزکی و نه گوهر دشتی.آزادی هم، به حمد الله، از همه نوعش به حد وافر وجود دارد چه آزادی سیاسی و چه مذهبی – مدنی، ولی چشمان شما را دشمنی با اسلام عزیز کور کرده و این محسنا ت را نمی بینید ؟ اگر عفو بین الملل گفت ایران به اعدام معتاد است بگوییم  تو چرا در کنار جنگ تبلیغاتی استکبار قرار می گیری؟ و...
دوم: چرا به جای همراهی با جنبش ضد جنگ در آمریکا ، نباید جنبش ضد جنگ را در ایران راه انداخت؟ اگر یک آمریکایی تشخیص دهد که جنگ به نفع مردمش نیست و باید  جلو جنگ طلبان در دولتش بایستد خوب دمش گرم باید برایش هورا هم کشید اما صلح طلب ایرانی چرا نباید چنین کند؟ ایرانی ضد جنگ چرا نباید جلو جنگ طلبانی که بر کشورش حکم میرانند با یستد؟  آیا آمریکایی از ما بهتران است و حق دارد جلو حکومتش بایستد اما ایرانی موجود درجه دو و پست است که  باید دنباله رو آمریکایی باشد؟ یا نه از نظر شما جلو حکومت ایران ایستادن ممنوع است؟ یا شاید از نظر شما در حکومت ایران اصلن جنگ طلب وجود ندارد و عربده کشیهای احمدی  نژاد – خامنه ای هم ساخته و پرداخته ی دستگاه تبلیغاتی استکباری است ؟ مگر در جنگ همیشه دو طرف دعوا وجود ندارد؟ آیا وظیفه ی نیروی ضد جنگ و صلح طلب واقعی فشار آوردن و افشای طرف جنگ در کشور خودش نیست؟
  سوم: چنین به نظر می رسد که یکی از دلایل عربده کشیهای احمدی نژاد- خامنه ای این است که میخواهند با استفاده از بمبهای اسرائیلی  احساسات نا سیونا لیستی  عده ای را تحریک کنند و با پز قربانی بودن گرفتن مردم را  به دنبال خو دشان بکشانند و بسیجهای چاقو کش را روانه ی خیابانها کنند تا نفسها را بیش از پیش ببرند. خوب شما که  دارید صحت این تاکتیک را به آنها نشان می دهید. آیا این آنها را تشویق نمی کند که به عربده کشی و جنگ طلبی  بیشتر رو بیاورند و در نتیجه هر چه بیشتر به احتما ل حمله دامن بزنند؟ می بییند که نتیجه ی عملی و حاصل کاراین گونه صلح جویی  دامن زدن به رو حیه ی جنگ طلبی رزیم ایران و در نتیجه بالا بردن احتمال  جنگ است. آیا این نوعی جنگ طلبی محسوب نمی شود؟
 

Tuesday, December 13, 2011

مذاکرات اوباما- احمدی نژاد

مذاکرات اوباما – احمدی نژاد

روی خط تلفن امن کاخ سفید- تهران
مترجم: الن ایر سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه
اوباما: هواپیمای جاسوسی را پس بده.
احمدی نژاد: باید حضرت آقا اجازه بده.

آلو آلو: بنده الن ایر(ا.ا) هست. خواست با حضرت آقا سخن گفت. والسلام.

احمدی نژاد (ا.ن): آقا هنوز تشریف نیوردن، فرمودن با ما صحبت کنید.

ا.ا: عالیجناب اوباما اینجا هست. خیلی غمگین. عالیجناب می فرماید لطفن لطفن، تقاضامند که شما هواپیما را پس فرستاد. والسلام.

ا.ن: اون که دس آقاست. ولی بهش بگو ناکس تشویش افکار عمومی می کنی. اول تو رسانه ها اینو منتشر میکنی بعد زنگ میزنی. ما خودمون ختم روزگاریم.

ا.ا: عالیجناب رئیس جمهور میخواد در قبال الطافی که به شما کرد، شما هم لطفن هواپیما را آزاد کنید. والسلام.

ا.ن: چه لطفی! قرار بود تو عراق منافقین رو وادار کنه خودشونو منحل کنند که تا حالا نکرده. همین دیروزم که تو واشینگتن بهشون اجازه راهپیمایی داده. ناکس ما خودمون ختم روزگاریم طلبکاری میکنی که بدهکار نشی.

ا.ا: در آمریکا اجازه ی تظاهرات دست شهرداریه نه رئیس جمهور. عالیجناب اوباما هر کاری که از دستش بر بیاد میکنه. شما لطف کنید هواپیما را آزاد کنید. والسلام.

ا.ن: برا ما اینقدر عالیجناب عالیجناب نکن. والسلام والسلام هم بذار زیر سرت خوابت ببره. یعنی اقتدار اینکه تو سر یک شهردار شپشو بزنه هم نداره؟ تو تهرون بدون اجازه ی ما پرنده هم نمی تونه روی سفارت انگلیس و باغ قلهک پر بزنه. بهش بگو اول اقتدارتو نشون بده بعد اگه حضرت آقا اجازه بدن یک کاریش می کنیم. حالیت شد؟

ا.ا با خوشحالی: خیلی لطف کردی. ولی عالیجناب میخواد بدونه چه وقت شما این کار را کرد و با حضرت آقا صحبت کرد؟ والسلام.

ا.ن: گفتم که بهش بگو دست حضرت آقاست. ایشالله وقت ظهور باهاش صحبت می کنیم.

ا.ن گوشی را می گذارد.

اوباما به الن ایر: خوب چی شد الن؟!
الن ایر با خوشحالی: او گفت ایشالله وقت ظهر با آقا صحبت کرد. اصلن لازم نبود کارشناسان ایرانی وزارت خارجه را واسطه کرد. والسلام.
اوباما در انتظار وقت ظهور یا به قول الن ایر وقت ظهر. والسلام.

Thursday, October 13, 2011

موانع و گره های سیاسی در برابر سرنگونی رژیم



مصاحبه رادیو ایرآوا با رضا شمس. موضوع: موانع و گره های سیاسی در برابر سرنگونی رژیم (17 مهر 90= 9 اکتبر 2011) 
http://www.youtube.com/watch?v=NLCrOyNpl6c

Tuesday, September 27, 2011

Thursday, April 21, 2011

اندر مضرات احکام سیاسی

               اندر مضرات احکام سیاسی
 احکام بر چند گونه است،احکام حکومتی، احکام  شرعی، احکام حکومتی- شرعی..... و یک نوع جدید احکام هم چند دهه یا بیشتر است که در ایران مرسوم گردیده که میتوان آن را احکام سیاسی- تحلیلی نامید. احکام سیاسی - تحلیلی آن باشد که شخصی به اعتبار مفسر یا رهبر سیاسی بودن نظراتی را به شکل احکام به پیروان و مریدان نازل گردانده از دیگران و دنیای پیرامون انتظار اثبات درستی احکام را داشته باشد. صدوراحکام سیاسی را تحت عنوان نقد سیاسی  توجیه نمایند و آن را وظیفه ی فرد سیاسی دانند.  
احکام حکومتی را جارچیان در معابرجار زنند، احکام شرعیه را ملایان بر منابر و احکام سیاسی- تحلیلی را در نشریه ها و دنیای مجازی.
احکام سیاسی- تحلیلی دو گونه باشد. یکی احکام اولیه و دیگری ثانویه. احکام اولیه آن باشد که مفسر برای اولین بار موضوعی را مورد نظر و تحلیل قرار دهد و حکمی را اعلان نماید و حکم ثانویه حکمی باشد که پس از حدوث حکم اولیه و برای اثبات آن به کرات و برای سالیان- که گاهی تا پایان عمر صادر کننده ی حکم به درازا کشد- صادر می شود. احکام سیاسی- تحلیلی را مضرات بسیار باشد:
اول- چون صادر کننده ی حکم  بر درستی و راستی حکم ایمان مطلق دارد و درستی آن برایش مسئله ای حیثیتی است، به محض صدور حکم اولیه در او انتظاراتی بروید. یکم آن باشد که حکم همچنان که او می پندارد راست آید و دوم آن باشد که موضوعی که در مورد آن حکم صادر شده- چه فرد، گروه یا مسئله ی سیاسی باشد- پاسخگوی او باشد و آنطور عمل نماید که احکام او اقتضاء می نماید. حال چنانکه شرایط جهان بیرون طوری بچرخد که حکم صادر شده را باطل گرداند و یا موضوع حکم بی اعتنایی کند و حکم را اجرا ننماید از آنجا که او چونان حکام دیگر قدرت اجرای حکم را ندارد  تخم کدورت نسبت به جهان بیرون و دیگران در دل او کاشته شود.      
دوم- نداشتن قدرت اجرای احکام و تداوم صدور آن، پس از چندی تعداد بیشماری حکم اجرا نشده روی میز طرف می گذارد و صادر کننده را چاره ای جز آن نباشد که همه ی توان خویش را در اثبات صحیح و درست بودن احکام مصرف نماید و در حوادث روزگار همواره به دنبال نشانه ای یا خبری باشد که حکم صادر شده را تایید کند و از این روی برای تکمیل حکم اولیه و درستی آن صدور احکام ثانویه ضروری باشد. این روند می تواند سالیان سال حتی تا پایان عمر ادامه یابد.
سوم- چنانچه احکام ثانویه هم نتواند موضوع حکم را بر آن دارد که طبق حکم عمل نماید یا هم چنان بی اعتنا بماند و جهان نیز بدون توجه به احکام راه خود برود کم کم کدورت در دل صادر کننده ی حکم به کینه ی شخصی نسبت به کسانیکه به احکام بی اعتنایی کرده اند تبدیل شده و او برای این ناکامی در پی انتقام گیری از آنان بر آید و هر کاری آنان کنند این ضدیت کند و برای اثبات درست بودن احکامش به پر و پای آنان بپیچد.
چهارم- چون صادر کننده ی حکم خود را محق به صدور احکام داند و نسبت به هر موضوعی حکمی صادر نماید کم کم این احکام همه کس و همه چیز پیرامون او را شامل گردد و چنانچه همه کس و همه چیز طبق احکام عمل نکند- که غالبا این چنین است- او با همه کس در افتاده و تنها و تنهاتر شود و جمع مریدان نیز کوچک وکوچکتر گردد بدین سان آتش کینه و انتقام در او فزونی یابد و به مرز جنون برسد  و او به جایی رسد که تمام هم و غمش کوچک کردن جهان باشد به حدی که اندازه ی تن اوشود و چون چنین چیزی ممکن نباشد به انکار جهان پردازد.
 پنجم- شیوع بیماری صدور احکام سیاسی باعث می شود نه تنها کار جمعی و اشتراکی کردن غیر ممکن گردد بلکه هر کجا بیشتر از چند نفر جمع باشند نیز به نزاع با یکدیگر برخیزند و ساز انشعاب و جدایی را کوک نمایند.
این مضرات باید انسان عاقل را وادارد که وارد چرخه ی صدور احکام برای جهان پیرامون و دیگران نشود و اگر می شود حداقل انتظار نداشته باشد که جهان و جامعه ی انسانی آنگونه عمل نماید که احکام اوحکم می کنند چون پایانش بیماری روانی و شکست و نا کامی باشد.
21 آوریل 2011                                                      رضا شمس
                                

Friday, April 15, 2011

اولین های قتل عام اشرف

اولین های قتل عام اشرف

یک مثل انگلیسی می گوید" برای هر چیزی یک اولین وجود دارد" این مثل معمولا در جایی به کار می رود که یک چیزی که بی سابقه بوده ، اتفاق می افتد.
 برخی از "اولین های" جمعه ی خونین اشرف را میتوان بدین شکل بر شمرد.

اول-  این اولین بار در تارخ معاصر بشر- به خصوص بعد از جنگ جهانی 
دوم - است که یک دولت با پرچم رسمی با فرماندهی بالاترین فرمانده نظامی، عده ای پناهنده  بی سلاح که تحت حفا ظت قوانین بین المللی هستند را ابتدا محاصره و سپس با هدف قرار دادن مستقیم و زیر گرفتن توسط تانک و....، قتل عام می کند.
متا سفانه در دهه های گذشته قتل عامهای زیادی در جهان و بخصوص در حق پناهندگان انجام شده ولی این قتل عامها عمدتا توسط باند های سیاه آدم کشی و نیر وهای غیر رسمی انجام گرفته نه یک ارتش رسمی با پرچم و فرماندهی بالاترین مقام نظامی در صحنه.

دوم- این اولین بار است که یک ارتش رسمی از رسیدگی به زخمیها  و مداوای آنها جلو گیری می کند و حتی آب را بر روی آنان می بندد. پس از تصویب کنوانسیونهای ژنو چنین چیزی در جهان توسط هیچ دولتی انجام نشده.

سوم- این اولین بار در تارخ معاصر است که کسانی با دست خالی در مقابل یک ارتش کاملا مجهز مقاومت جدی می کنند و در مواردی با دست خالی تانکها را هم پس می زنند. در هیچکدام از جنبشهای مبارز و آزادیبخش و در هیج جای جهان چنین چیزی سابقه ندارد.

چهارم- این اولین بار در تاریخ بشراست که زنان  با این کمیت آنهم در چنان شرایط نابرابری در جنگ و نبرد شر کت می کنند. امروزه زنان در کشورهای پیشرفته در سطوح مختلف ارتش شرکت دارند اما نه با این کیفیت نسبت به مردان و نه در صحنه ی واقعی نبرد حضور آنها قابل قیاس با آنچه در اشرف اتفاق افتاد نیست.

پنجم- این اولین بار در تاریخ معاصر جهان است که کسی که جامعه ی جهانی او را به عنوان سمبل حقوق بشر در کشور خودش می شناسد، نسبت به نقض حقوق هم وطنانش و قتل عام آنها بی تفاوت است و مطلقا سکوت میکند. منظور خانم شیرین عبادی است. هیچ کشوری را نمی شناسیم که برنده ی جایزه نوبلش که وکیل هم هست و ادعای قانون گرایی هم دارد ، در مقابل چنین جنایاتی  و نقض آشکار قوانین بین المللی ساکت مانده باشد.

ششم- این اولین باری است که یک دولت به طور رسمی و آشکارا، دولت دیگری که شهروندانش را قتل عام کرده را مورد تقدیر قرار می دهد و حتی از دولت بیگانه خواهان کشتار بیشتر می شود، کاری که وزیر خارجه ی رژیم ایران انجام دادو از دولت عراق تقدیر کرد و خواهان ادامه ی کشتار گردید، در جهان معاصر سابقه ندارد.اولین های دیگری را هم میتوان شمرد.

وجود این همه " اولین" برای این قتل عام آن را کاملا برجسته و استثنایی می کند. هیج جنایتی که اینقدر "اولین" را یک جا در خود داشته باشد در جهان کنونی سابقه ندارد و به همین دلیل این جنایت خودش یکی از اولینهای تارخ معاصر بشر است.

15 اوریل 2011                                                 رضا شمس